غدیر و بصیرت

پیامبر اعظم(ص): انی تارک فیکم الثقلین، کتاب الله و عترتی اهل بیتی

متن خطبه غدیر - انگلیسی

 

متن خطبه غدیر -  انگلیسی

English Text Khetabe Ghadir

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

برای دیدن متن به ادامه مطلب برویدتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391ساعت 16:56  توسط امیرحسین اعظمی  | 

آیین عید غدیر و ائمه معصومین (ع)

آیین عید غدیر و ائمه معصومین (ع)

ائمه اهل ‏بیت علیهم السلام، این روز را شناخته و شناسانده و آن را عید نامیدند و همه مسلمانان را به عید گرفتن آن دستور دادند و فضیلت آن روز و ثواب نیكوكارى در آن را بیان كردند.

فرات بن احنف مى‏گوید: به امام صادق(ع) عرض كردم: جانم فدایت! آیا مسلمانان عیدى برتر از عید فطر و قربان و جمعه و روز عرفه دارند؟ فرمود: آرى! با فضیلت ترین، بزرگترین و شریف ترین روز عید نزد خداوند، روزى است كه خدا دین را در آن كامل ساخت و بر پیامبرش محمد(ص) این آیه را نازل فرمود: " الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا" گفتم: آن كدام روز بود؟ فرمود: هر گاه یكى از پیامبران بنى‏اسرائیل مى‏خواست جانشین خود را تعیین كند و انجام مى‏داد، آن روز را عید قرار مى‏دادند. آن روز، روزى است كه پیامبراكرم(ص)، على(ع) را به عنوان هادى امت نصب كرد و این آیه نازل شد و دین كامل گشت و نعمت خدا بر مومنان، تمام شد. گفتم: آن روز، كدام روز از سال است؟ فرمود: روزها جلو و عقب مى‏افتد، گاهى شنبه است، گاهى یك شنبه، گاهى دوشنبه، تا... آخر هفته. گفتم: در آن روز، چه كارى سزاوار است كه انجام دهیم؟ فرمود: آن روز، روز عبادت و نماز و شكر و حمد خداوند و شادمانى است، به خاطر منتى كه خدا بر شما نهاد و ولایت ما را قرار داد . دوست دارم كه آن روز را روزه بگیرید. 

حسن بن راشد از امام صادق(ع) روایت مى‏كند كه: به آن حضرت عرض كردم: جانم فدایت! آیا مسلمانان را جز عید فطر و قربان، عیدى است؟ فرمود: آرى اى حسن! بزرگتر و شریف ‏تر از آن دو. پرسیدم: چه روزى است؟ فرمود: روزى كه امیرالمومنین(ع) به عنوان نشانه راهنما براى مردم منصوب شد. گفتم: فداى شما! در آن روز چه كارى سزاوار است كه انجام دهیم؟ فرمود : روزه مى‏گیرى و بر پیامبر و دودمانش درود مى‏فرستى و از آنان كه در حقشان ستم كردند، به درگاه خدا تبرى مى‏جویى. همانا پیامبران الهى به اوصیاء خویش دستور مى‏دادند روزى را كه جانشین تعیین شده، «عید» بگیرند. پرسیدم: پاداش كسى كه آن روز را روزه بگیرد چیست؟ فرمود: برابر با روزه شصت ماه است. 

عبدالرحمان بن سالم نیز از پدرش روایت كرده كه: از حضرت صادق(ع) پرسیدم: آیا مسلمانان غیر از جمعه، قربان و فطر، عیدى دارند؟ فرمود: آرى، عیدى محترم‏تر. گفتم: چه روز؟ فرمود : روزى كه حضرت رسول(ص)، امیرالمومنین(ع) را به امامت منصوب كرد و فرمود:« من كنت مولاه فهذا على مولاه» . عرض كردم: آن روز، چه روزى است؟ فرمود: به روزش چه كاردارى؟ سال در گردش است، ولى آن روز، هیجدهم ذى‏ حجه است.


پرسیدم: در آن روز شایسته است چه كارى انجام شود؟ فرمود: در آن روز، با روزه و عبادت و یاد كردن محمد و آل محمد، خداوند را یاد مى‏كنید . همانا پیامبراكرم(ص) توصیه فرمود كه مردم این روز را عید بگیرند. پیامبران همه چنین مى‏كردند و به جانشینان خود وصیت مى‏كردند كه روز تعیین جانشین را عید بگیرند. 

امام صادق(ع) نیز روزه غدیرخم را برابر با صد حج و عمره مقبول نزد خداوند مى‏دانست و آن را «عید بزرگ خدا» مى‏شمرد.

در« خصال» صدوق از مفضل بن عمر روایت شده كه: به حضرت صادق(ع) عرض كردم: مسلمانان چند عید دارند؟ فرمود: چهارعید. گفتم: عید فطر و قربان و جمعه را مى‏دانم. فرمود: برتر از آنها روز هیجدهم ذى‏ حجه است. روزى كه پیامبر خدا(ص)،(دست) حضرت امیر(ع) را بلند كرد و او را حجت بر مردم قرار داد. پرسیدم: در این روز، چه باید بكنیم؟ فرمود: با آن كه هر لحظه باید خدا را شكر كرد، ولى در این روز، به شكرانه نعمت الهى باید روزه گرفت. انبیاى دیگر نیز این گونه به اوصیاى خود سفارش مى‏كردند كه روز معرفى وصى را روزه بدارند و عید بگیرند .

در حدیث دیگرى در «مصباح شیخ طوسى» امام صادق(ع) آن روز را روزى عظیم و مورد احترام معرفى كرده است كه خداوند حرمت آن را بر مومنان گرامى داشته و دینشان را كامل ساخته و نعمت را بر آنان تمام نموده است و در این روز، با آنان عهد و میثاق خویش را تجدید كرده است. امام، غدیرخم را روز عید و شادمانى و سرور و روز روزه شكرانه دانسته كه روزه‏اش معادل شصت ماه از ماه هاى حرام ( محرم، رجب، ذى قعده و ذى حجه) است.

در حدیثى دیگر است كه، حضرت صادق(ع) در حضور جمعى از هواداران و شیعیانش فرمود: آیا روزى را كه خداوند، با آن روز، اسلام را استوار ساخت و فروغ دین را آشكار كرد و آن را براى ما و دوستان و شیعیانمان عید قرار داد، مى‏شناسید؟ گفتند: خدا و رسول و فرزند پیامبر داناتر است، آیا روز فطر است؟ فرمود: نه. گفتند: روز قربان است؟ فرمود: نه، هر چند این دو روز، بسیار مهم و بزرگند، اما روز « فروغ دین» از اینها برتر است، یعنى روز هیجدهم ذى حجه... .

فیاض بن محمدبن عمر طوسى در سال 259( در حالى كه خودش 90 سال داشت.) گفته است كه حضرت رضا(ع) را در روز غدیر ملاقات كردم، در حالى كه در محضر او جمعى از یاران خاص وى بودند و امام(ع) آنان را براى افطار نگاه داشته بود و به خانه‏هاى آنان نیز طعام و خلعت و هدایا، حتى كفش و انگشتر فرستاده بود و وضع آنان و اطرافیان خود را دگرگون ساخته بود و پیوسته فضیلت و سابقه این روز بزرگ را یاد مى‏فرمود.

محمدبن علاء همدانى و یحیى بن جریح بغدادى مى‏گویند:

ما به قصد دیدار احمدبن اسحاق قمى - از اصحاب امام عسكرى علیه السلام -  در شهر قم به در خانه‏اش رفته، در زدیم. دختركى آمد. از او درباره احمد بن اسحاق پرسیدیم. گفت: او مشغول عید خودش است، امروز عید است. گفتیم: سبحان الله! عید شیعیان چهارتاست: عید قربان، فطر، غدیر و جمعه. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391ساعت 16:50  توسط امیرحسین اعظمی  | 

آداب روز عید غدیر

آداب روز عید غدیر

دو حادثه بسيار مهمّ و بزرگ در تاريخ اسلام رخ داد که از يکى رسالت و از ديگرى امامت به وجود آمد. نخستين حادثه، نزول وحى بود که رسالت پيامبر(ص) را در برداشت. دومين حادثه، غدير بود که امامت را به وجود آورد و در حقيقت ادامه رسالت بود. روز غدير و امامت همان قدر اهميت دارد که روز بعثت و رسالت.
 
                                 تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

                             به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391ساعت 16:48  توسط امیرحسین اعظمی  | 

خطبه غدير با ترجمه

 سخنرانی پیامبر

سخنرانی تاریخی پیامبر صل الله علیه و آله در غدیر – که حدود یک ساعت طول کشید – در یازده بخش قابل ترسیم است:

حضرت در اولین بخش سخن، به حمد و ثنای الهی پرداختند و صفات قدرت و رحمت حق تعالی را ذکر فرمودند، و بعد از آن به بندگی خود در مقابل ذات الهی شهادت دادند.

در بخش دوم، سخن را متوجه مطلب اصلی نمودند و تصریح کردند که باید فرمان مهمی درباره ی علی بن ابی طالب ابلاغ کنم، و اگر این پیام را نرسانم رسالت الهی را نرسانده ام و ترس از عذاب او دارم.

در سومین بخش، امامت دوازده امام بعدی خود تا آخرین روز دنیا را اعلام فرمودند تا همه ی طمع ها یک باره قطع شود. از نکات مهم در سخنرانی حضرت، اشاره به عمومیت ولایت آنان بر همه ی انسان ها، در طول زمان ها و در همه ی مکان ها و نفوذ کلماتشان در جمیع امور بود، و نیابت تام ائمه علیهم السلام را از خدا و رسول صل الله علیه و آله در حلال و حرام تمام امور  اعلام فرمودند.

در بخش چهارم خطبه، پیامبر صل الله علیه و آله با بلند کردن و معرفی امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: « اَلا فَمَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلِیُّ مَولاهُ، اَللّهُمَّ و الِ مَن والاهُ و عادِ مَن عاداهُ وَ انصُر مَن نَصَرَهُ وَ اخذُل مَن خَذَلَهُ.» سپس کمال دین و تمام نعمت را با ولایت ائمه علیهم السلام اعلام فرمودند، و بعد از آن  خدا و ملائکه و مردم را بر ابلاغ این رسالت شاهد گرفتند.

در بخش پنجم حضرت صریحا فرمودند: «هر کس از ولایت ائمه علیهم السلام سر باز زند اعمال نیکش سقوط می کند و در جهنم خواهد بود.» بعد از آن شمه ای از فضایل امیرالمومنین علیه السلام را متذکر شدند.

مرحله ششم از سخنان پیامبر صل الله علیه و آله غضب الهی بر دشمنان اهل بیت را نمودار کرد. حضرت با تلاوت آیات عذاب  و لعن، از قرآن فرمودند: منظور از این آیات عده ای از اصحاب من هست که مامور به چشم پوشی از آن ها هستم. سپس با اشاره به امامان گمراهی که مردم را به جهنم می کشانند فرمودند: «من از همه ی آنان بیزارم.» همچنین با اشاره رمزی به « اصحاب صحیفه ی ملعونه »، تصریح کردند که بعد از من مقام امامت را غصب می کنند و غاصبین را لعنت کردند.

از بخش هفتم ، حضرت تکیه ی سخن را بر اثرات ولایت و محبت اهل بیت علیهم السلام قرار دادند و فرمودند: اصحاب صراط مستقیم در سوره ی حمد شیعیان اهل بیت علیهم السلام هستند.

سپس آیاتی از قرآن درباره ی اهل بهشت تلاوت فرمودند و آن ها را به شیعیان و پیروان آل محمد علیهم السلام تفسیر نمودند. آیاتی هم درباره ی اهل جهنم تلاوت کردند و آن ها را به دشمنان آل محمد علیهم السلام معنی نمو دند.

در بخش هشتم مطالبی اساسی درباره ی حضرت بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن المهدی ارواحنا فداه فرمودند،و به اوصاف و شئون خاص حضرتش اشاره کردند؛ و آینده ای پر از عدل و داد به دست امام زمان عجل الله فرجه را به جهانیان مژده دادند.

در بخش نهم فرمودند: پس از اتمام خطبه، شما را به بیعت با خودم و سپس بیعت با علی بن ابی طالب  دعوت می کنم. این بیعت به امر خداوند تعالی است و پشتوانه ی این بیعت آن است که من با خداوند بیعت کرده ام.

در دهمین بخش، حضرت درباره ی احکام الهی سخن گفتند که مقصود بیان چند پایه مهم عقیدتی بود: از جمله اینکه چون بیان همه ی حلال ها و حرام ها توسط من امکان ندارد، با بیعتی که از شما درباره ی ائمه علیهم السلام می گیرم حلال و حرام را تا روز قیامت بیان کرده ام، زیرا علم و عمل آنان حجت است. دیگر اینکه بالاترین امر به معروف و نهی از منکر، تبلیغ پیام غدیر درباره ی امامان علیهم السلام و امر به اطاعت از ایشان و نهی از مخالفتشان است.

در آخرین مرحله ی خطابه، بیعت لسانی انجام شد و حضرت بیعت با زبان را مطرح کردند و مطلبی را که باید مردم به آن اقرار می کردند تعیین فرمودند، که خلاصه ی آن اطاعت از دوازده امام علیهم السلام و عهد و پیمان بر عدم تغییر و تبدیل و بر رساندن پیام غدیر به نسل های آینده و غایبان از غدیر بود.

کلمات نهایی پیامبر صل الله علیه و آله دعا برای اقرار کنندگان به سخنان حضرت و نفرین بر منگرین اوامرشان بود، و با حمد خداوند خطابه ی حضرت پایان یافت.

 

                             تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

                               

                               به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391ساعت 16:40  توسط امیرحسین اعظمی  | 

غدير از منظر قرآن

 غدير از منظر قرآن

  غدیرخم، مکان بیعت و پیمان امت اسلامی با امامت و ولایت امیرالمومنین(ع) است. به همین جهت واقعه غدیرخم همیشه مورد نظر عموم شیعیان و عالمان دینی بوده است؛ زیرا تشیع بر این اعتقاد است که موضوع امامت و خلافت و جانشینی پیامبراکرم(ص)، با تعیین خداوند و اعلام پیامبرش ثابت می شود بر خلاف اهل سنت که در نوع تعیین امام اختلاف دارند؛ چرا که حداقل ابوبکر و عمر و عثمان به سه صورت متفاوت بر مسند خلافت تکیه زدند.اما سوال مهم این است که کدام یک منشأ قرآنی داشته و کدام یک بر خلاف قرآن کریم بوده است.  
 
آیات بیان شده در مورد واقعه غدیر
  با توجه به اهمیت موضوع رخ داده در غدیرخم و تبدیل آن به واقعه غدیر و همچنین اهمیت داشتن این مسأله در جهان اسلام، ابتدا باید به دستورات خداوند و استشهاد پیامبر(ص)و نزول آیات قرآن در این زمینه توجه داشت؛ چرا که اصولا خداوند و پیامبراکرم(ص) زمینه این رخ داد بزرگ اعتقادی و تاریخی را رقم زده اند و همچنین به تأیید و نصرت پرداخته اند.به نمونه هائی از این آیات و روایات توجه می کنیم و معتقدیم که خداوند و پیامبر(ص)بیان خویش را برای امامت و رهبری جامعه به خوبی بیان نموده و ما شیعیان به تبعیت از این آیات بر اعتقادمان استوار می­مانیم.اکنون به تبیین واقعه غدیر با زبان آیات قرآن که به صورت شأن نزول و یا تأویل و استشهاد بوده و از مهمترین اسناد و مدارک شیعه برای این اعتقاد است، می پردازیم.
1.آیات سوره عنکبوت
  پیامبراکرم(ص) بعد از اینکه در حجة الوداع، مناسک حج را بطور کامل بجا آورد و آثار جاهلیت را نابود کرد و حجرالاسود را در مکان اصلی خود قرار داد و یک روز در مکه اقامت گزیدند، در این حال جبرئیل، آیات اول سوره عنکبوت را نازل کرد:
بسم الله الرحمن الرحیم
  الم(1) آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: ایمان آوردیم به حال خود رها می شوند و آزمایش نخواهند شد؟!(2) ما کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم (و اینها را نیز امتحان می کنیم )باید علم خدا درباره کسانی که راست می گویند و کسانی که دروغ می گویند تحقق یابد (3) آیا کسانی که اعمال بد انجام می دهند گمان کردند بر قدرت ما چیره خواهند شد؟! چه بد داوری می کنند.)4)[1] و سپس از طرف خداوند به پیامبر(ص) دستور داد که باید علی بن ابی طالب (ع) را به جانشینی خویش معرفی کنید و مردم با توجه به آن به فتنه مبتلی می شوند.[2]
 
2. آیات آخر سوره حجر
 قبل از واقعه غدیر، دستور غیر علنی خداوند برای تعیین جانشینی علی(ع) به پیامبر(ص) داده شد.عایشه و حفصه این خبر را برای پدران خود فاش کردند (درحالی که پیامبر به آنها دستور داده بود که تا قبل از دستور علنی خداوند آن خبر را برای کسی فاش نکنند)و آنها به کمک منافقین دیگر نقشه قتل پیامبر(ص) کشیدند. در این لحظه جبرئیل با این آیات نازل شد:[3] به پروردگارت سوگند، (درقیامت) از همه آنها سوأل خواهیم کرد(92) از آنچه عمل می کردند!(93)آنچه را مأموریت داری، آشکارا بیان کن؛ و از مشرکان روی گردان (و به آنها اعتناء نکن)(94) ما شر استهزاء کنندگان را از تو دفع خواهیم کرد(95)[4]
 
3. آیه ابلاغ
  امام باقر(ع) در بیان این آیه فرمودند: خداوند به پیامبر(ص) دستور داد تا مردم را به ولایت علی(ع) خبر دهد و از سوئی آیه اطاعت از اولی الامر نازل شد و این درحالی بود که مردم تردید داشتند که خداوند به پیامبر(ص)دستور داد تا ولایت اولی الامر را تفسیر کند و شخص ولی که کسی جز علی بن ابی طالب(ع)نیست را به مردم معرفی نماید.در این موقعیت پیامبر خوف داشت که منافقین بر علیه او اقدامی کنند و کار ایشان ناتمام شود، پس خداوند این آیه را نازل نمود:[5]
  ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان؛ و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده ای. خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه می دارد؛ و خداوند جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمی­کند.[6]
 
4. آیه و ان یکاد...
  امام صادق(ع) در محل غدیر، به حسین جمال فرمودند: وقتی که پیامبراکرم(ص) در این مکان دست علی(ع) را گرفت و فرمود هر که من مولای او هستم، پس علی (ع) مولای اوست. چهار تن (منافقین مشهور) از کسانی که در طرف راست خیمه ایستاده بودند، به پیامبر(ص) (در حالی که دست علی(ع) را بلند نموده بود) نگاه می کردند، یکی از ایشان گفت: به او نگاه کنید که چگونه چشمانش مانند چشمان دیوانه می گردد. دراین هنگام جبرئیل نازل شد و به پیامبر(ص)عرضه داشت که آیه و ان یکاد الذین کفروا ...بخواند و ذکر در این آیه علی بن ابی طالب(ع)است.[7]نزدیک است کافران هنگامی که آیات قرآن را می شنوند با چشم زخم خود تو را از بین ببرند و می گویند او دیوانه است(51) درحالی که او نیست مگر مایه بیداری جهانیان(52)[8]. پیامبر(ص) نیز این آیات را قرائت نمودند: بسم الله الرحمن الرحیم  ن و القلم و ما یسطرون ما أنت بنعمة ربک بمجنون.[9]
 
5. آیه اکمال دین
  بعد از اینکه پیامبر(ص) در حضور مسلمانان ولایت علی(ع) را اعلام نمود، این آیه نازل شد.[10] امروز، کافران از (زوال) آیین شما مأیوس شدند؛ بنابراین، از آنها نترسید؛ و از (مخالفت)من بترسید!امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم ؛ و اسلام  را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم.[11]
 
6. آیه درخواست عذاب
  پس از آنکه رسول الله(ص) امیرالمومنین علی(ع) را در روز غدیر خم به خلافت منصوب نمود و درباره او فرمود: هر کس که من مولای او هستم، علی مولای اوست. این خبر در شهرها منتشر شد. روزی شخصی به نام مالک بن حارث فهری نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: تو به ما دستور دادی به یگانگی خدا و اینکه تو فرستاده او هستی، شهادت دهیم، ما هم شهادت دادیم.سپس به جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دستور دادی، مانیز پذیرفتیم.اما به اینها راضی نشدی تا اینکه که این جوان (حضرت علی(ع)) را به جانشینی خود منصوب کردی و گفتی که هر که من مولای او هستم، علی مولای اوست. آیا این از ناحیه خداست یا از سوی خودت؟ پیامبر(ص) در جواب فرمود: قسم به خدائی که جز او معبودی نیست، این از ناحیه خداست. حارث بن نعمان خشمگین شد و روی برتافت؛ در حالی که می گفت: خداوندا! اگر این سخن محمد(ص) حقیقت است، سنگی از آسمان بر ما بباران تا ذلتی برای اول ما باشد و عبرتی برای آیندگان ما و اگر گفته محمد(ص) دروغ است بر او عذابی وارد کن.[12] اینجا بود که سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و او را کشت و این آیات نازل گشت:[13] تقاضاکننده ای، تقاضای عذابی نمود که واقع شد. این عذاب مخصوص کافران است، و هیچ کس نمی تواند آن را دفع کند.[14]
 
7. آیه  20 از سوره سبأ: و لقد صدق علیهم ابلیس...
  روایت شده که ابلیس به صورت پیرمردی به نزد پیامبر(ص) رفت و گفت: ای محمد چقدر بیعت کنندگان با پسر عموی تو کم تعداد هستند. در این حال خداوند این آیه را نازل نمود:[15] (آری) به یقین، ابلیس گمان خود را درباره آنها محقق یافت که همگی از او پیروی کردند جز گروه اندکی از مومنان.[16] سپس منافقین (ابوبکر و عمرو...) نقشه ترور پیامبر(ص) را طراحی کردند.
 
8. آیه 74 سوره توبه: یحلفون بالله...
  بعد از واقعه غدیرخم هنوز پیامبر(ص) به مدینه نرسیده بود که عده ای از منافقین (خلفای غاصب و یارانشان) تصمیم به قتل پیامبر(ص) گرفتند. پیامبر(ص) اگاه شد و آنان را رسوا نموده و بازخواست کرد، در حالی که آنان بر انکار آن طرح قسم می خوردند:[17] خداوند نیز این آیات را نازل کرد: به خدا سوگند می خورند که (در غیاب پیامبر(ص)، سخنان نادرست) نگفته اند؛ در حالی که قطعا سخنان کفر آمیز گفته اند؛ و پس از اسلام آوردنشان، کافر شده اند؛ و تصمیم (به کار خطرناکی)گرفتند، که به آن نرسیدند. آنها فقط از این انتقام می گیرند که خدا و رسولش، آنان را به فضل (و کرم) خود، بی نیاز ساختند و (با این حال)  اگر توبه کنند، برای آنها بهتر است؛ و اگر روی گردانند، خداوند آنها را در دنیا و آخرت، به مجازات دردناکی کیفر خواهد داد؛ و در سراسر زمین، نه ولی و حامی دارند و نه یاوری.[18]
 
9. آیه80 سوره زخرف: ام یحسبون...
  پس از واقعه غدیر یکی (از منافقین که بعد به غصب خلافت پرداخت) گفت:هرگز، به خدا قسم نبوت و خلافت در یک خانواده جمع نمی شود و بعد از پیامبر(ص) به این خانواده خمس نخواهیم داد.[19] در این حال این آیه نازل شد:[20] آیا آنان می پندارند که ما اسرار نهانی و سخنان در گوشی آنان را نمی شنویم ؟! آری، رسولان (و فرشتگان) ما نزد آنها هستند و می نویسند.[21]
 
10. آیه 79و80 سوره زخرف: مایکون من نجوی ثلاثة... ام ابرموا امرا...و
  ابوبکر و عمر و سالم و مغیرة بن شعبه و عبدالرحمن بن عوف با هم پیمان نامه ای برای نقض پیمان خویش با ولایت علی(ع)نوشتند و نویسنده این پیمان نامه ابوعبیدة جراح بود.خداوند این آیه را در این مورد نازل نمود:[22] بلکه آنها تصمیم محکم بر توطئه گرفتند؛ ما نیز اراده محکمی(درباره آنها) داریم.[23]
  همچین این آیه نیز در این مورد نازل شده است:[24]آیا نمی دانی که خداوند آنچه را در آسمانها و آنچه را که در زمین است می داند؛ هیچ گاه سه نفر با هم نجوا نمی کنند مگر اینکه خداوند چهارمین آنهاست، و هیچ گاه پنج نفر باهم نجوی نمی کنند مگر اینکه خداوند ششمین آنهاست، و نه تعدادی کمتر و نه بیشتر از آن مگر اینکه او همراه آنهاست، هرکجا که باشند.سپس روز قیامت آنها را از اعمالشان آگاه می سازد، چرا که خداوند به هر چیزی داناست.[25]
 
11. آیه 9 سوره بقره: یخادعون الله و...
  بعد از واقعه غدیر و بیعت ابوبکر و عمر و سران قریش با امیرالمومنین (ع)و اظهار خشنودی منافقانه ایشان برای پیامبر(ص)، با خود پیمان بستند که این امر را از علی(ع) غصب کنند. خداوند نیز به نیرنگ این گروه اشاره دارد و می فرماید:[26] می خواهند خدا و مومنان را فریب دهند؛ در حالی که جز خودشان را فریب نمی دهند؛ اما نمی­فهمند.[27]
 
12. آیاتی دیگر از قرآن
  جابر بن عبد الله انصاری می گوید: وقتی که پیامبر(ص) در روز غدیر خم، علی (ع) را (بر مسند خلافت) نصب نمود، عده ای (عمر) گفتند: چه بی زحمت بازوی فرزند عمویش را بالا می برد و دیگری (ابوبکر) گفت: چه راحت به کارش بالا می دهد و در ادامه قسم خورد که نشنیدم و اطاعت نمی کنم و متکبرانه با هم از آن مکان دور شدند.پس خداوند این آیه را نازل نمود.[28]آیا کسانی که در دلهایشان بیماری است گمان کردند خدا کینه هایشان را آشکار نمی کند؟![29]
 
13. آیه تهدید پیمان شکنان
   حدود پنج ماه پس از واقعه غدیرخم جماعتی از منافقین در منزل ابی بکر جمع می شوند و پیمان نامه ای را بین خود می نویسند تا پیمان خود در غدیر را نقض کنند و حکومت را بعد از رسول الله(ص)غصب کنند.این پیمان نامه بعد از اتفاق نظر این منافقین به دست سعید بن العاص الاموی نوشته می شود و آن نامه را به ابوعبیدة می سپارند تا آن را در کعبه قراردهد.بعدا ابوعبیدة جراح آن را درون کعبه پنهان می کند. پیامبراکرم(ص) بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب به ذکر خدا مشغول بودند که متوجه ابوعبیدة شدند. او را اینگونه موردخطاب قرارداد: مبارک باشد برتو، چه کسی مانند تو است. تو مورد اعتماد این امت(منافقین) شدی. سپس این آیه را قرائت فرمودند: پس وای بر آنان که نوشته ای با دست خود می نویسند؛ سپس می گویند: این از طرف خداست. تا آن را به بهای کمی بفروشند. پس وای بر آنها از آنچه بادست خود نوشتند؛ پس وای بر آنان از آنچه از این راه به دست می آورند![30]در ادامه حضرت بطور کنایه این منافقین را نکوهش نمود و توطئه ایشان را گوشزد کرد و فرمود اگر خداوند دستور اعراض از این افراد را نمی داد گردنشان را قطع می کردم.حذیفة بن یمان از مومنان حقیقی می گوید به خدا قسم وقتی کلام پیامبر(ص) به اینجا رسید، منافقین مذکور به شدت از ترس می لرزیدند و کسانی که در آن مجلس حضور داشتند مقصود رسول الله(ص) را فهمیده بودند.[31]

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391ساعت 16:35  توسط امیرحسین اعظمی  | 

شیعه یعنی دست بیعت با غدیر

شیعه در لغت بر دو معنا اطلاق می‌شود، یکی توافق و هماهنگی دو یا چند نفر بر مطلبی، و دیگری، پیروی کردن فردی یا گروهی، از فرد یا گروهی دیگر.

، در اصطلاح به آن عده از مسلمانان گفته می‌شود که به خلافت و امامت بلافصل علی ـ علیه السلام ـ معتقدند، و بر این عقیده‌اند که امام و جانشین پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از طریق نصّ شرعی تعیین می‌شود، و امامت حضرت علی ـ علیه السلام ـ و دیگر امامان شیعه نیز از طریق نص شرعی ثابت شده است.[۲]

اطلاق شیعه بر دوستان و پیروان علی ـ علیه السلام ـ، نخست، از طرف پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ صورت گرفته است. این مطلب، در احادیث متعددی که از آن حضرت روایت شده، مطرح شده است. چنان که سیوطی از جابر بن عبدالله انصاری و ابن عباس و علی ـ علیه السلام ـ روایت کرده که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در تفسیر آیه‌ی «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریّة» (بیّنه / ۷) اشاره به علی ـ علیه السلام ـ کرده و فرموده‌اند: «تو و شیعیانت» روز قیامت، رستگار خواهید بود.»[۳]

در تاریخ شیعه، فرقه‌هایی پدید آمده است، که بسیاری از آن‌ها منقرض شده‌اند، و بحث درباره‌ی آن‌ها فایده‌ی چندانی ندارد. فرقه‌های اصلی شیعه که هم اکنون نیز موجودند عبارتند از: شیعه‌ی اثنا عشریه، شیعه‌ی زندیّه، و شیعه‌ی اسماعیلیه، درباره‌ی ‌هر یک از آن‌ها در فصلی جداگانه، به اختصار بحث خواهیم کرد. موضوع بحث در این فصل، شیعه‌ی اثنا عشریه است.

 

وجه تسمیه

اکثریت شیعه، را شیعه‌ی‌ امامیه یا اثنا عشریه تشکیل می‌دهد،‌از آنجا که آنان جانشینان پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را دوازده نفر می‌دانند، اثنا عشریه (دوازده امامی) نامیده شده‌اند. نام و خصوصیات امامان دوازدهگانه در احادیثی که از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ روایت شده، بیان گردیده است آنان عبارتند از:

۱ـ علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ ۲ـ حسن بن علی ـ علیه السلام ـ ۳ـ حسین بن علی ـ علیه السلام ـ ۴ـ علی بن الحسین ـ علیه السلام ـ (امام سجّاد) ۵ـ محمد بن علی (امام باقر ـ علیه السلام ـ ) ۶ـ جعفر بن محمد (امام صادق ـ علیه السلام ـ ) ۷ـ موسی بن جعفر (امام کاظم ـ علیه السلام ـ ) ۸ـ علی بن موسی (امام رضا ـ علیه السلام ـ )۹ـ محمد بن علی (امام جواد ـ علیه السلام ـ ) ۱۰ـ علی بن محمد (امام هادی ـ علیه السلام ـ ) ۱۱ـ حسن بن علی (امام عسکری ـ علیه السلام ـ ) ۱۲ـ ‌حجة بن الحسن (مهدی موعود ـ عج ـ).

شیعه‌ی اثنا عشریه بر مسئله‌ی‌ امامت تأکید خاصّی داشته و عصمت امام و افضیلت او را بر دیگر افراد امت اسلامی بسیار مهم و اساسی می‌داند. و از طرفی، امامت را، پس از سه امام نخست، منحصر در فرزندان امام حسین می‌داند. با توجه به این عقاید ویژه درباره‌ی امامت، به «امامیه» شهرت یافته است.

شیخ مفید، پس از تعریف شیعه به کسانی که به امامت بلافصل علی ـ علیه السلام ـ عقیده دارند درباره‌ی شیعه‌ی گفته است: «این عنوان، مخصوص آن دسته از شیعه است که به وجود امام در هر زمان، و وجوب نصّ جلّی، و عصمت و کمال برای هر امامی معتقد است، و امامت را (غیر از سه امام نخست) منحصر در فرزندان امام حسین ـ علیه السلام ـ می‌داند…»[۴]

 

تاریخ پیدایش تشیّع

گرچه، در عصر پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ درباره‌ی‌ پاره‌ای از مسایل، اختلاف نظرهایی میان مسلمانان پدید آمد،[۵] ولی فرقه‌ها و دسته‌بندی‌هایی که بعدها پیدا شد، در آن زمان وجود نداشت. ولی پس از رحلت پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ اختلافاتی پدید آمد که سبب پیدایش فرقه‌های مختلف در میان مسلمانان گردید. مهمترین اختلافی که در نخستین روزهای پس از رحلت پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پدید آمد، مربوط به مسئله‌ی خلافت و امامت بود که مسلمانان را به دو دسته تقسیم کرد.

یک دسته معتقد بودند که امامت، همانند نبوت، منصب و مقامی الهی است و از شرایط امام این است که معصوم از خطا و گناه باشد، و این صفت را جز خداوند کسی نمی‌داند، بنابراین راه تعیین امام نصّ الهی است که در قرآن یا احادیث نبوی بیان شده است، و طبق این نصوص، علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ جانشین پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و امام مسلمین است. حضرت علی ـ علیه السلام ـ و بنی هاشم و گروهی از بزرگان صحابه،‌ اعم از مهاجرین و انصار، طرفدار این نظریه بودند. و این همان عقیده‌ی شیعه ـ خصوصاً شیعه‌ی امامیه ـ در مسئله‌ی امامت است.

و دسته‌ی دیگر ـ که در رأس آن‌ها ابوبکر و عمر قرار داشتند ـ بر این عقیده بودند که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ برای خود جانشین تعیین نکرده است،‌ و این کار را به مسلمانان واگذار کرده است. بر این اساس، و با توجه به اهمیت مسئله‌ی خلافت و امامت و نقش حیاتی آن در سرنوشت امت اسلامی، در یک اقدام شتابزده – در شرایطی که حضرت علی ـ علیه السلام ـ و عده‌ای از بزرگان صحابه به تجهیز بدن پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ مشغول بودند ـ عده‌ای از مهاجران و انصار در سقیفه‌ی بنی ساعده گرد آمده، و پس از گفتگوهایی که در مورد خلیفه‌ی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ میان آن‌ها مطرح شد، سر انجام با ابوبکر به عنوان خلیفه‌ی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بیعت کردند، و چون شرایط سیاسی و اجتماعی دنیای اسلام و جهان به گونه‌ای بود که امام علی ـ علیه السلام ـ و هواداران او، برای اثبات عقیده خود و عملی ساختن آن، به اقدامات عملی و خصمانه دست می‌زدند، موجودیت اسلام از ناحیه دشمنان خارجی (امپراطوری ایران و روم) و دشمنان داخلی (منافقین) آسیب جدّی می دید، امام علی ـ علیه السلام ـ مصلحت اسلام و مسلمین را پیروی از روش صبر و مدارا دید، و گرچه در مواقع مناسب، دیدگاه خود را درباره نادرستی عمل آنان بیان می‌کرد، ولی از درگیریهای خصومت آمیز خودداری کرد، و در هدایت و پیشبرد جامعه اسلامی، از هیچ گونه کوشش و تلاشی خودداری نمی‌کرد.

و در حل مشکلات، دستگاه خلافت را یاری می‌نمود. تا آنجا که از خلیفه دوم نقل شده که هفتاد بار گفته است «اگر علی نبود عمر هلاک می‌شد» و نیز گفته است: «خدایا مرا برای برخورد با مسئله‌ی دشواری که علی بن ابی طالب حضور ندارند، باقی مگذار».[۶]

در هر حال، شیعه به عنوان پیروان علی بن ابی طالب و معتقدان به امامت بلافصل او در نخستین روزهای پس از رحلت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پدید آمد. البته روایاتی نیز یافت می‌شود که لفظ شیعه در زمان حیات پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بر چهار تن از صحابه اطلاق می‌شد که عبارت بودند از: سلمان، مقداد، ابوذر و عمار یاسر.[۷] این افراد از جمله کسانی هستند که در مسئله‌ی خلافت و امامت، علی ـ علیه السلام ـ را خلیفه‌ی بلافصل پیامبر می‌دانستند با این وصف، و با توجه به این که نظریه‌ی ‌شیعه در مسئله‌ی امامت به نصوص کتاب و سنّت مستند گردیده است، می‌توان گفت: تشیع، در حقیقت، با اسلام همراه بوده است، هر چند به عنوان یک مذهب، پس از رحلت پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ موجودیت یافت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391ساعت 16:6  توسط امیرحسین اعظمی  | 

واقعه غدیرخم

واقعه غدير خم


كتاب: فروغ ولايت ص 124 تا 142

پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم در سال دهم هجرت براى انجام فريضه وتعليم مراسم حج‏به مكه عزيمت كرد. اين بار انجام اين فريضه با آخرين سال عمر پيامبر عزيز مصادف شد و از اين جهت آن را «حجة الوداع‏» ناميدند. افرادى كه به شوق همسفرى ويا آموختن مراسم حج همراه آن حضرت بودند تا صد وبيست هزار تخمين زده شده‏اند.

مراسم حج‏به پايان رسيد وپيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم راه مدينه را،در حالى كه گروهى انبوه او را بدرقه ميكردند وجز كسانى كه در مكه به او پيوسته بودند همگى در ركاب او بودند، در پيش گرفت. چون كاروان به پهنه بى آبى به نام «غدير خم‏» رسيد كه در سه ميلى «جحفه‏» (1) قرار دارد، پيك وحى فرود آمد وبه پيامبر فرمان توقف داد. پيامبر نيز دستور داد كه همه از حركت‏باز ايستند وبازماندگان فرا رسند.

كاروانيان از توقف ناگهانى وبه ظاهر بى موقع پيامبر در اين منطقه بى آب، آن هم در نيمروزى گرم كه حرارت آفتاب بسيار سوزنده وزمين تفتيده بود، در شگفت ماندند.مردم با خود مى‏گفتند: فرمان بزرگى از جانب خدا رسيده است ودر اهميت فرمان همين بس كه به پيامبر ماموريت داده است كه در اين وضع نامساعد همه را از حركت‏باز دارد وفرمان خدا را ابلاغ كند.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

برای دیدن بقیه مطلب به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391ساعت 16:4  توسط امیرحسین اعظمی  | 

چهل حديث اخلاقى از امیرالمومنین علی ( ع )

1- خير پنهانى و كتمان گرفتارى

مِنْ كُنُوزِ الْجَنَّةِ الْبِرُّ وَ إِخْفاءُ الْعَمَلِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزايا وَ كِتْمانُ الْمَصائِبِ.


از گنجهاى بهشت; نيكى كردن و پنهان نمودن كار[نيك [ و صبر بر مصيبتها و نهان كردن گرفتاريها ( يعنى عدم شكايت از آنها ) است.

2- ويژگى هاى زاهد

أَلزّاهِدُ فِى الدُّنْيا مَنْ لَمْ يَغْلِبِ الْحَرامُ صَبْرَهُ، وَ لَمْ يَشْغَلِ الْحَلالُ شُكْرَهُ.


زاهد در دنيا كسى است كه حرام بر صبرش غلبه نكند، و حلال از شكرش باز ندارد.

3- تعادل در جذب و طرد افراد

أَحْبِبْ حَبيبَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَعْصِيَكَ يَوْمًا ما. وَ أَبْغِضْ بَغيضَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَكُونَ حَبيبَكَ يَوْمًا ما


با دوستت آرام بيا، بسا كه روزى دشمنت شود، و با دشمنت آرام بيا، بسا كه روزى دوستت شود.

4- بهاى هر كس

قيمَةُ كُلِّ امْرِء ما يُحْسِنُ.


ارزش هر كسى آن چيزى است كه نيكو انجام دهد.

5- فقيه كامل

اَلا أُخْبِرُكُمْ بِالْفَقيهِ حَقَّ الْفَقيهِ؟ مَنْ لَمْ يُرَخِّصِ النّاسَ فى مَعاصِى اللّهِ وَ لَمْ يُقَنِّطْهُمْ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللّهِ وَ لَمْ يَدَعِ القُرآنَ رَغْبَةً عَنْهُ إِلى ما سِواهُ، وَ لا خَيْرَ فى عِبادَة لَيْسَ فيها تَفَقُّهٌ. وَ لاخَيْرَ فى عِلْم لَيْسَ فيهِ تَفَكُّرٌ. وَ لا خَيْرَ فى قِراءَة لَيْسَ فيها تَدَبُّرٌ


آيا شما را از فقيه كامل، خبر ندهم؟ آن كه به مردم اجازه نـافرمانى خـدا را ندهـد، و آنهـا را از رحمت خدا نوميد نسازد، و از مكر خدايشان آسوده نكند، و از قرآن رو به چيز ديگر نكنـد، و خيـرى در عبـادت بدون تفقّه نيست، و خيـرى در علم بدون تفكّر نيست، و خيرى در قرآن خواندن بدون تدبّر نيست.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

برای دیدن ادامه مطلب به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391ساعت 15:54  توسط امیرحسین اعظمی  | 

حدیث غدیر

 

بررسی معنای کلمه «مولی» در «حدیث غدیر»

مقدمه:من کنت مولاه فعلی مولاه

از آنجای که مسئله امامت نقش تعیین کننده­ی در سرنوشت انسان چه در بُعد دینی و چه در زمینه اخروی ایفا می­نماید لذا مبحث امامت و رهبری از جمله مهمترین مباحث اسلامی به شمار می رود.

به طور کلی در میان مذاهب اسلامی دو دیدگاه در مورد امامت مطرح می باشد:

                              نایت اسکین

برای دیدن ادامه مطلب به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391ساعت 15:52  توسط امیرحسین اعظمی  | 

مقاله درباره عید غدیرخم

حدیث درباره عید غدیر خم :

دانستنی هایی درمورد عید غدیر خم

عکس, تصویر, مقاله درباره عید غدیر خم

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

برای دیدن این بخش به ادامه مطلب برویدنایت اسکین

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391ساعت 15:49  توسط امیرحسین اعظمی  | 

مطالب قدیمی‌تر