تبليغاتX
IZEH M.I.R - بی بی مریم
 
    گر ایران زمین بختیاری نداشت                   
 
                             گمانم که از بخت یاری نداشت
 
 
 
                                      زن بختیاری =شیر 
                           پس تقدیم به شیر زنان ایل غیور بختیاری
سردار مریم بختیاری

 

امروز برابر با سالگرد مشروطه است و حیفم اومد که در کنار این همه بحث از زنی صحبت نشه که سهم بزرگی رو در مشروطه شد . بی بی مریم بختیاری  خواهر سردار اسعد معروف ، دختر یکی از ایلخانان بزرگ بختیاری بود که توسط ظل السلطان (پسر ناصرالدین شاه ) کشته شده و بعد از آن سرنوشت این زن و برادرانش تغییر کرد  شاه وقت برای جلوگیری از قیام ایل ،  مقام  ایلخانی را به عمو و عموزاده های بی بی مریم سپرد که خانواده عمو به خاطر این مقام و خوشایند شاه به خانواده سردار من ظلمها کردند . بی بی مریم  به یمن اینکه برادرانش اهل مطالعه بودند او را به آموختن تشویق نمودن   که  این امر برای زنی در آن دوران شانس بزرگی بود و در خاطراتشان  بارها در از ظلم و ستمی که به زنان روا میشد اظهار ناراحتی کرده :
((   از آنجایی که زن های بدبخت در ایران ترقی نمی کنند و صفتهای خوب آنها در پس پرده است ،ایشان یک مرد بزرگ و متشخص شده - منظور برادرشان  است است ، من یک زن پشت پرده نشین ، او ترقی نموده است و من تنزل . در ایران زن های بدبخت یا باید بزک بکنند ، شبانه روز در فکر لباش و پودر و سرخاب باشند یا خیاطی و ریسمان تابیدن ، کار بزرگ همین است .افسوس که وجود چندین میلیون زن در خاک ایران از عدم علم برای هیچ کس اهمیتی ندارد ، کاری که به آنها می دهند ، ترشی ، خیار  ، بادنجان انداختن می باشد . می گویند زن باید خودش را مثل بادنجان بکند و میان کوچه راه برود و خدا می داند وقتی که چاقچور و چادر می کند و در کوچه می رود و آن روبنده را می زند به یمن بادمجان  بزرگ که راه بروند و تمام اخلاق زن های اسلامی برای همین رو گرفت فاسد شده است )) صفحه 42 و 43
کتاب خاطرات سردار مریم
گفتن این سخنان نشان از هوش و درایت این بانو دارد و این سخنان را در زمانی گفته که شاید کمتر زنی به فکر حق و حقوق مساوی با مردان بوده است . بی بی مریم خودش قربانی تبعیض جنسیتی در نوزادی به نامزدی مردی در آمد  که بیست سالی  از او بزرگتر بود  ودر هنگام ازدواج همسر سوم او محسوب می شد ولی دوران زناشویی او طولی نکشید و همسرش فوت نمود اما  پس از مرگ شوهرش حق نگهداری فرزندانش را از او گرفتند به طوری که همیشه حسرت بودن با فرزندانش را به دل داشت بعد از مدت زمانی به اجبار به عقد یکی از بستگان در آمد که مردی عیاش و فاسد بود و همیشه موجب خفت و ناراحتی بی بی مریم بود و از آنجایی که در ایل طلاق وجود ندارد مجبور بود به زندگی با او ادامه دهد. در قانون ایل حق طلاق وجود نداشت و زنان حتی اگر ناراضی بودند محکوم به ادامه این زندگی خود بودند به طوری که یکی خواهران بی بی مریم  از دست شوهرش مجبور به بازگشت به خانه پدری شد ولی تا آخر عمر در زوجیت شوهرش باقی ماند بی آنکه با او زندگی کند :
((زن شوهر اگر با هم موافق هم نشوند ، باید طلاق نگیرند ، با اینجور زندگانیه سر ببرند .در حقیقت لعنت بر این قانون غیر قانون ! ای کاش ، ما هم روزی خود را در سایه تمدن می دیدیم و پای خود را  در زمین تمدن می گذاشتیم .... بختیاری که ارث به دختر نمی دهند اگر با شوهر هم نتواند زندگانی بکند ، طلاق او را هم نمی گیرند . آنوقت باید تا عمر دارند یک زندگانی غم انگیز کنند بدبختانه می ترسم بمیرم و زن های ایرانی را عموما و زن های بختیاری را خصوصا آزاد نبینم . از این بدبختی زن های ایرانی خصوصا  زن های بختیاری خیلی به من سخت میگذرد ......آیا می شود قدرتی پیدا کنم بتوانم به همنوع خود خدمت کنم ))  صفحه
47 و 48
(( افسوس دارم که چرا یکنفر زن بدبختی هستم که نمی توانم برای آزادی ملت جانفشانی کنم و چرا نمی توانم مثل زنان اروپایی با اردو جهت پرستاری جوان های رشید بختیاری حر کت کنم وجود من امروز به چه درد می خورد؟ ))
صفحه 182
   در ژایان گفتن این نکته کافیست که  تمام این  تفکرات نزدیک به صد سال پیش بوده در واقع سال نگارش این خاطرات 1336 قمری  است و همزمان با مشروطه که برادران بی بی و همیطور خود ایشان  یکی از قهرمانان این نبرد بودند با این همه این موضوع قابل ذکر است که   داشتن چنین تفکرات گرانمایه آن هم در ایلی که مرد سالاری در آن یکی از ارکان است مایه مباهات و افتخار است  آرامگاه این بانوی بزرگ در تخته فولاد اصفهان است
کتاب خاطرات سردار مریم بختیاری   انتشارات : آنزان

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مرداد1386ساعت 17:51  توسط قریشوندی  |